Send Me a Mail
afsanesari@yahoo.com
My Location
Muscat - Oman
Call Me
00968 93290345

The limits of veil and its critique(2)

The limits of veil and its critique(2)

oct 20,2017

سیر تاریخی مبحث زنان و از جمله مسئله حجاب از صدو پنجاه سال پیش تا کنون نشان می دهد که موضوع جنسیت و به طور خاص حجاب الّدین اسدآبادی در تمام جهان اسلام، محمد عبده و بعدها زنان همواره پر تنش بوده و هست. کسانی چون سیّد احمد خان در هند، سیّد جمال قاسم امین در مصر، طاهر حداد در تونس و . . .در مجموع از آزادی و برابری حقوقی زن و مردو به طور خاص از آزادی پوشش زنان دفاع کردهاند. در سال ۹۱۹۱ یک دانشجوی مسلمان مصری به نام منصور فهمی تز دکتری خود را با موضوع وضعیت زن در سوربن پاریس نوشت و در آن محققانه و در شأن یک تز دانشگاهی وضعیت زن در اسلام را مورد نقد و بررسی قرار داد و به استناد داده های تاریخی وضعیت مثبت و منفی زنان وضعیت زن در سنت و « مسلمان را بر شمرد (این کتاب بعدها از زبان فرانسه به عربی و اخیرا با همت تراب حق شناس و حبیب ساعی با عنوان به پارسی ترجمه و در سال ۷۰۰۲ در کلن آلمان منتشر شده است). در سالیان اخیر فاطمه مرنیسی در مراکش کتابی مفرد در » در تحول اسلام همین زمینه نوشت و در تحقیق خود پاره هایی از تاریخ و فقه اسلامی را کاوید و نشان داد که این همه سختگیری در مورد حجاب زنان برخلاف فکر قرآنی و سنت نخستین پیامبر اسلام و حداقل بر خلاف ایده و فکر اصولی پیامبر است و روشنگریهای وی بازتاب مثبت و خلاّقی در میان به وسیله ملیحه مغازه ای به پارسی ترجمه و » زنان پرده نشین و مردان جوشن پوش « مسمانان و حتی در جوامع غربی یافت (این کتاب با عنوان است)  در سال ۹۱۳۰ در ایران منتشر شده . در ایران نیز کم و بیش چنین بوده و آرای کم و بیش مشابهی اظهار شده است. در دهه چهل عالمی چون مرتضی مطهری، گرچه به برابری ( حقوق زن در اسلام ) حقوقی کامل و مدرن زن و مرد و نیز به آزادی مذهبی پوشش باور نداشته و از آن دفاع نکرده است، ولی وی در دو کتاب خود تلاش کرده است تا اولا اندکی از اعمال محدودیتها بر زنان مسلمان بکاهد و ثانیا از همان تبعیضات حقوقی و فقهی زن و ( مسئله حجاب ) و مرد دفاع معقول و به اصطلاح امروزین بکند؛ که البته به گمانم در مجموع دفاع موفقی نبوده و نیست. او در دهه چهل یک گام کوچک برداشت و الله خمینی در آن دوران(، که معتقد به وجوب شرعی پوشش صورت ¬ در برابر باور عموم فقیهان )حتی آیت  مسئله حجاب آن این که در کتاب و دستان ( وجه و کفّین) زن نیز بودند، از آزادی پوشش صورت و دستان زنان دفاع کرد و قابل توجه این که همین گام کوچک نیز با واکنش تند علمای سنتی و جزم اندیش آن زمان مواجه شد . پس از انقلاب اما یکسره ماجرا دیگر شد. از یک سو از همان نخستین ماههای تأسیس جمهوری اسلامی حجاب یعنی پوشش کامل زنان (اعم از مسلمان و غیر مسلمان) ابتدا در دوایر دولتی و اندکی بعد در خارج از خانه به طور مطلق اجباری و الزامی شد و از سوی دیگر چنان فضای بسته و آمیزی حاکم شد که حتی امکان بحث و گفتگوهای علمی و طرح مباحث نظری (حتی از سوی عالمان و روشنفکران مسلمان نیز) عملا  اختناق ممنوع و ناممکن شد و در این سالیان کم و بیش دراز تقریبا در محافل عمومی سخن کارشناسانه و دینی و حتی فقهی نیز سخن روشنی در این باب گفته نشده و نمی شود با این حال در سالیان اخیر (به دلایل مختلف و از جمله جنبش فعال و پر تکاپوی زنان مذهبی و غیر مذهبی) به معضل حجاب در جامعه ایران بیش از پیش توجه شده و برخی عالمان دینی(از جمله آیات منتظری و صانعی) و برخی از نواندیشان مسلمان از وجوه مختلف (فقهی، اخلاقی، تاریخی، اجتماعی و . . .) تا حدودی به این مسئله پرداخته اند (چند مقاله در باب عدم قبح اخلاقی عدم پوشش سر و گردن زنان از سروش دباغ، که در رسانه های مختلف منتشر شده و در وبسایت شخصی وی نیز قابل دیدن است، از نمونه های این نوع نوشتارهاست). چرا که به هرحال بدون تعیین تکلیف با حقوق برابر جنسیتی و از جمله حجاب زنان (به ویژه حجاب اجباری که نماد سلطه مردسالاری و نیز سلطه حکومتی بر زنان توان ¬ شمرده می شود) سخن گفتن از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر سخن ناتمام و حتی می توان گفت سخن لغوی است. حداقل چیزی که میگفت این است که مخالفت با حجاب اجباری امروز مورد توافق قاطبه نواندیشان مسلمان در ایران و جهان اسلام است و حتی عالم نواندیشی چون سیّد محمدعلی ایازی نیز اخیرا در قم با انتشار چند مقاله و مصاحبه در رسانه های مختلف با حجاب اجباری به ویژه از سوی حکومت مخالفتکرده و ادلّه شرعی مدافعان حجاب اجباری را به طور مدلل رد کرده و از منظر شرعی و فقهی از آزادی پوشش دفاع کرده است و این خود گام مشاهده کرد. » پایگاه اطلاه رسانی سید محدعلی ایازی « مهمی به جلوست این گفتارها و نوشتارها را می توان در اما آغازگر نقد رادیکال مسئله حجاب شرعی در ایران زنده یاد احمد قابل بود. او که دارای دانش آموخته حوزه علیمه قم و از شاگردان زنده یاد آیت الله منتظری شمرده می شد و از صلاحیت سنتی اجتهاد بهره داشت (هرچند که او به لحاظ مذهبی با رخت ویژه روحانی مخالف بود و خود از آن لباس استفاه نمی کرد)، در اوایل دهه هشتاد طی یک سلسله گفتارها و نوشتارهایی بحث کارشناسانه ای را در باب پوشش زنان آغاز کرد و تا مراحلی نیز پیش رفت. وی با نقد و بررسی علمی آرای فقیهان و واکاوی آیات و روایات مربوط به حجاب شرعی، به این نتیجه رسید که نه تنها ( ستر صلاتی ) پوشش موی و سر و گردن واجب شرعی نیست بلکه حتی پوشش تن جز عورتین هنگام نماز نیز واجب نیست و در واقع او فقط (پوشش لازم هنگام نماز) را واجب می دانست که مصداقا همان پوشش عورتین است (آرای قابل در این باب در سایت وی-شریعت عقلانی-قابل دسترسی است). در آن زمان افکار شگفت او بازتاب گسترده ای در داخل و حتی در خارج از کشور پیدا کرد و ولوله ای غریب در محافل حوزوی اش را نیز به واکنش و مخالفت واداشت. اما سنتی و در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی پدید آورد و حتی برخی از دوستان حوزوی-دانشگاهی به هرحال افکار بدیع وی در این مقوله اثرگذار بود و راه تازه ای گشود. در سالیان اخیر(پس از انتشار کتاب آقای ترکاشوند) دانش آموخته حوزوی-دانشگاهی دیگر یعنی آقای محسن کدیور، که از چهره های نواندیشی دینی کنونی ایران است، نیز در همین مسیر سلوک کرد. هرچند نظر وی در تر است تا قابل (نظریات وی در این باب در ¬ باب عدم وجوب پوشش سر و گردن و آرنج دستان و پایین تر از زانو به نظریه ترکاشوند نزدیک سایت جرس انتشار یافت و اکنون در وبسایت ایشان قابل دسترسی است). از آثار قابل ذکر دیگر در این زمینه، کتاب خانم صدیقه وسمقی با عنوان است که به موقعیت زن در فقه و سنت اسلامی پرداخته و با رویکرد انتقادی دیدگاه های سنتی فقهی فقیهان را به چالش کشیده ( زن، فقه، اسلام ) است. وی عمدتا از منظر حقوقی از حقوق برابر زنان و از جمله آزادی پوشش زنان مسلمان دفاع کرده است. وی نیز به وجوب شرعی حجاب به عنوان یک حکم جاودانه و فراتاریخی اسلام معتقد نیست (کتاب یادشده در سال ۹۱۳۱ در ایران منتشر شد و در سال ۷۰۹۲ نیز به انگلیسی در آلمان انتشار یافت). بهر حال حجاب و پوشش اجباری برای بانوان ایرانی یکی از چالشهای پس از انقلاب است. در حالیکه آیات قرآن تنها بصورت سفارش به زنان
پیامبر و همچنین پیشنهاد به زنان مؤمن استفاده از مقنعه را درخواست نموده است ولی لحن قرآن بصورت اجبار نیست و با حجابی بعنوان یک حکم لازم الاجرا اعلام نشده است. بدین لحاظ در صدر اسلام پوشش اجباری نبوده است و زنان آزادی پوشش داشته اند و پیامبر فقط نگران نگاههای اعراب به زنان خود بوده است. آیات حجاب به پیشنهاد و پرسش عمر نازل شد و بنظر می رسد پس از پیامبر این عمر بوده است که تا حدود زیادی بر حجاب اجباری پا فشاری نموده است. چه شده است که بر ای بسیاری از ما تصور اسلام بدون حجاب ممکن نیست و بی حجابی برابر کفر است؟ چه شده است که در ایران امروز به
زنانی که بنابر سلیقه و آزادیهای فردی شان حجاب را خارج از ایران برداشتند ، توهین می شود؟

Reza Khaleghi

سپاسگذارم از مقاله مفیدتون

oct 26,2017